امروز دهم دی ماه ۱۴۰۴ است و زمان زیادی تا میلاد امیرالمومنین علی (ع) باقی نمانده. این بهانه خوبی است که چند تن از اعضای حوزه هنری را به نمایندگی از این خانواده بزرگ، به دیدار با یادگار و بازماندگان محمد کاسبی بکشاند.
در ساعاتی که خیابانهای تهران فارغ از شلوغی هر روزه است، از کوچهپسکوچههای شهر عبور میکنیم و با قابی به بزرگی یک متر و نیم در یک متر و نیم که پرترهای از یکی از بنیانگذاران حوزه هنری را در خود جای داده، به در خانه محمد کاسبی میرسیم؛ کسی که هنر را نه صرفاً یک اجرای تکنیکی، بلکه بازتابی از باورهای عمیق و ثبات درونی میدانست.
زنگ خانه به صدا در میآید و لحظهای نمیگذرد که خانواده محمد کاسبی درها را با خوشرویی به روی میهمانان پدر میگشایند. خانه هنوز گرم از وجود پدر و همسری است که در میان خاطرات راضیه ورشویی بارها به آن اشاره میشود؛ خاطراتی که از ۴۶ سال زندگی مشترک باقی مانده است. هنوز هم در کلام همسر، عشق موج میزند؛ محبتی که شعلهاش هرگز خاموش نخواهد شد.
در میان خوشوبشها و احوالپرسیهای مرسوم، یلدا کاسبی از خلقیات و اخلاق پدر یاد میکند، از قهرمانی که هیچگاه در ذهن دختر پاک نمیشود. حال و احوالش را در روزهای نبود پدر شرح میدهد و از مهربانی میگوید که همیشه با لبخند همراه بود.

دقایقی بعد، لحظه پایان انتظار فرا میرسد؛ انتظاری با عمری دو ماهه تا اهالی خانه، پرترهای از مرد محبوبشان را روی دیوار ببینند. تصویر نقش بسته روی بوم اثر استاد گنجی است که پیش از این در بزرگداشت محمد کاسبی در استان قم به این خانواده هدیه شده است. بوم روی دیوار طوری جا خوش میکند که گویی از آغاز قرار بود با همین قواره و برای همین دیوار تصویر شود.
پرتره رونمایی شده حال غریبی دارد، عمق نگاه محمد کاسبی، از نوری میگوید که او را به آرامش رسانده. لحظهای دقت کافی است تا ایمان را از پس همین سادگی فهم کرد.

به گفته همسر و فرزندش اخلاص و ایمان را در مکتب مولایش آموخته بود، برای او، علی (ع) معصومیتی بود بیادعا، نوری که نه در خطابهها، که در سادگی یک لبخند و سکوت یک خدمت، تجلی میکرد.
خاطرات جاودان شده در ذهن و قلب همسر و دختر زندهیاد کاسبی اثباتی بود بر اینکه به بفهماند او علی(ع) را با «دلِ مردم» میسنجید؛ با فانوسهای کوچک محبت در کوچههای زندگی. شاید به همین خاطر، در هر نقشی که بازی کرد، چیزی از مهربانی و سادگی علیوار در اذهان مردم ماندگار شد؛ هنرمندی با لبخندی بیصدا، حضوری بیادعا.


نظر شما